طوطیا: آنچه می خوانید و در ویدئو مشاهده خواهید کرد، سخنان آیت الله جوادی آملی درباره حضرت علی(ع) که محب و محبوب خداست در سایت طوطیا گردآوری و منتشر شده است، با ما همراه باشید.
حضرت امیر علیه السلام در این جمله قصار، بعد از معرفی ارکان چهارگانه ایمان و توضیح آنها، به این سوال پاسخ می دهند که «کفر» چیست؟ حضرت می فرماید: «َالْکُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى التَّعَمُّقِ، وَالتَّنَازُعِ، وَالزَّیْغِ، وَالشِّقَاقِ»؛ کفر نیز چهار پایه دارد، که اولین آنها «تعمق» است و نتیجه آن این است که چنین انسانی هرگز به راه حق باز نمى گردد؛ «فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ إِلَى الْحَقِّ».انسان در محدوده معرفت دینی تا آنجا که محدوده «امکان» است هم راه دارد و هم وظیفه دارد که وارد شود اما در خصوص ذات خداوند که حقیقت نامتناهی بسیطِ محض است حق تعمق ندارد، آنجا منطقه ممنوعه است، ما مکلف به برهان هستیم و نه عرفان! مشاهده ذات الهی مقدور هیچ کس نیست و تعمق ممکن است معاذالله به الحاد منتهی شود.معظم له اظهار داشتند: حضرت ادامه می دهند که رکن دوم کفر، «نزاع و ستیز جویی» است، کسی که بر اثر جهل، بسیار به نزاع و ستیز برخیزد، نابینایى او نسبت به حق پایدار خواهد ماند؛ «وَمَنْ کَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ» چنین شخصی دیگر قدرت تشخیص راه حق را از باطل ندارد.آیت الله العظمی جوادی آملی به توضیح سومین رکن کفر از منظر حضرت امیر علیه السلام پرداختند و اذعان داشتند: حضرت رکن سوم کفر را «گمراهی از راه حق» بیان می کنند؛ کسى که از راه حق منحرف شود و به دنبال هوس ها برود خوبى در نظرش بدى و بدى در نظرش خوبى جلوه مى کند و گرفتار مستى این گمراهى مى شود؛ «وَمَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَهُ، وَحَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّیِّئَهُ، وَسَکِرَ سُکْرَ الضَّلاَلَهِ». حضرت در بیان رکن چهارم از کفر به «عناد و لجاج» اشاره می کند و می فرماید «وَمَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَیْهِ طُرُقُهُ، وَأَعْضَلَ عَلَیْهِ أَمْرُهُ، وَضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ»؛ آن کس که به عناد و لجاج بپردازد راه رسیدن به حق براى او ناهموار مى گردد و کارها بر او سخت و پیچیده مى شود و در تنگنایى که خارج شدن از آن مشکل است گرفتار خواهد شد.معظم له در فراز دیگری از سخنان خود بیان داشتند: انسان در دنیا با اجتماع زندگی می کند و مشکلات خود را به کمک دیگران رفع می نماید اما در آخرت، گرچه زندگی جمعی هست اما زندگی اجتماعی نیست؛ یعنی هر کس در کنار سفره خود نشسته و مشکل خود را باید خود برطرف کند لذا هر کس بخواهد در آن دنیا راحت باشد باید سفره و مادبه خود را به همراه داشته باشد و توشه و زاد انسان بعد از مرگ چیزی جز تقوا نیست. راحله انسان در قیامت که می تواند با آن سریعتر طی مسیر می کند «محبت» است؛ تمام ما محب خدا هستیم چرا که همه هستی ما از خداست، اما تمام تلاش و کوشش ائمه علیهم السلام این است که ما از مرحله محب بودن به مرحله محبوب بودن برسیم! اگر کسی بخواهد از مرحله محب بودن به مرحله محبوب بودن برسد باید از «حبیب الله» پیروی کند لذا خداوند در قرآن به پیامبر(ص) فرمود از طرف من به مردم بگو از پیامبر من اطاعت کنید و در مدار محبت او حرکت نمایید.معظم له با اشاره به فرا رسیدن ایام پایانی ماه مبارک شعبان و حلول ماه مبارک رمضان خاطرنشان کردند: ماه مبارک رمضان، اول سال عرفاست، پیامبر(ص) در آخرین جمعه ماه شعبان خطبه ای خواندند و بیان داشتند این ضیافت الهی یک ضیافت همگانی است و همه دعوتند، همانطور که در ایام حج، حاجیان در مکه ضیوف الرحمان هستند روزه داران در ماه مبارک رمضان ضیوف الرحمانند. حضرت رسول در این خطبه فرمود گناه یک بار سنگینی است که این بار را جز صاحب بار، کسی حمل نمی کند؛ باربری در قیامت نیست! هر کس باید بار خود را خود بر دوش بکشد، فرمود پشتتان از سنگینی بار گناه خم شده است، در این ماه این بار گناه را سبک کنید. در این نوع بدهکاری خود انسان را به عنوان رهن گرو می گیرند، اینکه برخی می گویند هر چه تلاش می کنیم نمی توانیم گناه نکنیم! بخاطر همین است که در بند و رهن هستند، لذا حضرت فرمود ماه رمضان ماهی است که می توانید فک رهن کنید و خود را آزاد سازید، ماه رمضان ماه رها شدن از بند هاست، این تنها یک اراده می خواهد که حقیقتا انسان به سمت خدا حرکت کند و مهمان واقعی او شود و با همه وجود بگوید «استغفرالله ربی واتوب الیه» که امیدواریم همه علاقمندان به قرآن و عترت مهمان حقیقی این ضیافت الهی باشند.
قرآن کریم اجر رسالت را محبت اهل بیت(ع) قرار داده و می فرماید: ﴿قُل لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی﴾، اما تنها دوست داشتن اهل بیت(ع)، اجر رسالت نیست! چراکه شما کسی را روی کره زمین نخواهید یافت که علی(ع) و اولاد علی(ع) را بشناسد و به آنها علاقه پیدا نکند! دوستی این خاندان برای کسی که اینها را بشناسد مسلّم است؛ بلکه معنای این آیه آن است که باید تمام مهر و محبت ما وقف دودمان پیغمبر(ص) و اولاد پیغمبر(ص) باشد. آن وقت انسان به غیر این ذوات قدسی به کسی دل نمیبندد و اگر به چیزی یا کاری یا شخصی دلبسته شد آن نیز در مسیر همین ولایت است. مزد رسالت دوستی همه جانبه و مستقر و دائم و همگانی و همیشگی به اهل بیت(ع) است و این اجر رسالت که محبت قُربی را به همراه دارد، در دنیا و آخرت انسان را حفظ میکند. حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمود عبادت سه قسم است: بعضی «خَوْفاً مِنَ النَّارِ» ، بعضی «شَوْقاً إِلَی الْجَنَّهِ» و بعضی «حباً» عبادت می کنند ؛ یعنی برخی از ترس جهنم و برخی برای رسیدن به بهشت خدا را میپرستند اما بعضی دوست خدا هستند، «حباً» عبادت میکنند. بعد فرمود خاندان ما با محبت خدا را عبادت میکنند، لذا شما می بینید هیچ حالتی برای اهل بیت(ع) پیش نمیآمد مگر اینکه آنها «رِضَی اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیت» میگفتند. مگر حادثهای تلختر از جریان گودال قتلگاه هست!؟ در همان جا زمزمه وجود مبارک حضرت این بود: «رِضَی اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیت» و این راه را آنها به ما نیز آموختند.معظم له تصریح داشتند: جهنم نرفتن و نسوختن هنر نیست. خیلیها هستند که جهنم نمیروند، بچهها، دیوانهها و کفار مستضعفی که هیچ دسترسی به اسلام ندارند را که جهنم نمیبرند. لذا نسوختن هنر نیست. بهشت رفتن هم هنر نیست! خدا غریق رحمت کند بعضی از اساتید ما را، میگفتند آرزوی ما این است که إنشاءالله در بهشت نهج البلاغه را خدمت علی بن ابیطالب(ع) یاد بگیریم.جوامع روایی ما چه سنی و چه شیعه، همه این را نقل کردند که انسان در سایه عبادتها، انجام فرائض و نوافل، به خدا نزدیک میشود و حد وسط محب و محبوب، پیروی از حبیب است! فرمود ﴿إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکُمُ اللَّهُ﴾؛ شما اگر محب خدا بودید هنر نکردید، چون همه چیز شما از خداست. شما بخواهید از محب بودند به محبوب بودن برسید؛ به جایی برسید که خدا محب شما باشد، این مهم است. آن حلقه وسط، آن رابط، آن حد وسطی که محب را محبوب میکند؛ یعنی محب خدا را محبوب خدا میکند، آن پیروی از حبیب خداست؛ ﴿قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکُمُ اللَّهُ﴾، در نتیجه اگر کسی به دنبال حبیب الله برود از محب بودن به محبوب بودن میرسد.ایشان در پایان این جلسه با اشاره به معضل کم آبی در برخی از نقاط کشور برای رفع این معضل دعا فرمودند و در ادامه اظهار داشتند: الآن خبر میرسد که بعضی از قسمتهای ایران اسلامی گرفتار کمآبیاند، ما از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم تو را به غیرتت، تو را به عظمتت، تو را به رحمانیتت، تو را به کرامتت، که کریم دنیا و آخرت و بالذات تویی، این نیاز کشور را برطرف بفرما و این مملکت را چه در بخش اقتصاد، چه در بخش سیاست، چه در بخش ازدواج جوانها به برکت ایام کرامت، تأمین بفرما!
اگر محبوب یکی بود محبها هم یکی خواهند بود، اگر جامعه به یک محبوب دل بست خودشان هم محبّ یکدیگر خواهند بود، جامعهای که محبّ یکدیگر باشند، هم محبّ الله خواهند بود هم میتوانند در دنیا و آخرت از حسنات الهی برخوردار باشند. حضرت آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق هفتگی خود که پنجشنبه این هفته در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد با بیان این مطلب که "تنها راه نجات بشر، ارتباط با خدای سبحان است" اذعان داشتند:
امیرمؤمنان(سلام الله علیه) فرمودند عدهای «خوفاً من النار» و عدهای «شوقاً الی الجنه» و برخی «حبّاً لله» خدا را عبادت میکنند و من تلاشم این است که امّت اسلامی راه سوم را انتخاب کنند؛ زیرا آنان که خدا را برای به جهنم نرفتن عبادت میکنند باید بدانند به جهنم نرفتن کمال نیست؛ زیرا کودکان، مجانین، مستضعفان کفری و فکری نیز اهل جهنم نیستند.
از طرفی اگر عنداللّهی شدن کمال نهایی است، کسی که همه همّت او در عبادت، «شوقاً الی الجنّه» باشد لزوماً عنداللّهی شدن و آن جمال نامتناهی را زیارت کردن که برترین کمال معقول و محبوب همان است نصیب او نمیشود.اگر کسی تربیتشده دستگاه الهی باشد بدون اذن خدا حرفی نمیزند و بدون اذن خدا کاری انجام نمیدهد، وقتی انسان عبادتی را بر اساس «حبّاً» انجام داد هم هدف حقیقی را مد نظر قرار داده و هم از رنج دوزخ رهایی یافته و هم به گنج زیارت محبوب رسیده است.وجود مبارک حضرت امیر و همچنین حضرت زهرا(سلام الله علیهما) هنگامی که در محراب عبادت میایستادند فرشتهها از نور آنها استفاده میکردند؛ اینها «حبّاً لله» خدا را عبادت میکردند، اگر می خواهیم پیرو علیبنابیطالب و فاطمه زهرا(سلام الله علیهما) باشیم باید برتر از «خوفاً من النار» و برتر از «شوقاً الی الجنّه» بیاندیشیم.بابی در جوامع روایی ماست به نام «باب فضل علیّ و فاطمه»؛ فاطمه(سلام الله علیها) با علیبنابیطالب(علیه السلام) در بسیاری از فضایل شریک است و راز و رمز فضیلت آن بانو هم در عبادتهای حُبّی و شکری است نه خوفی و شوقی، اگر کسی به این مقام والا بار یافت حتی فرشتگان از او بهره میبرند، آن بانو را زهرا نامیدند برای اینکه از محراب عبادت او شعاری به ملکوت میرسید، برای آسمانیها حضرت درخشنده و تابنده است همانطوری که ستارههای آسمان برای اهل زمین میتابند حضرت که در محراب عبادت میایستاد برای فرشتگان رحمت بود.وجود مبارک حضرت رسول(علیه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء) فرمود ایمانتان وقتی کامل میشود که من نزد شما محبوبتر از خود شما باشم؛ این فرمایش حضرت یک تفسیر ظریفی دارد، معنای ظاهری آن این است که هر چه حضرت دستور داد بر خواسته، فکر و قانون ما مقدم است، این مسئله ولایت ائمه و ولایت اولیای الهی است، این درست است، اما این اُولیٰ بودن نشان میدهد که نبیّ باید برای مؤمنین احبّ از خود مؤمنین باشد چون اُولای بالمؤمنین است، پس معلوم میشود پیامبر عزیزتر، محبوبتر و گرامیتر است لذا ما اول باید او را دوست داشته باشیم و بعد خودمان را، همین معنا درباره دیگران هم مصداق دارد؛ از وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء) سؤال کردند که ما چه کار کنیم در صحنه معاد نجات پیدا کنیم؟ فرمود: «أنت مع مَن أحببت» تو با محبوبت محشور میشوی.آنچه جامعه را به هم مرتبط میکند همین محبّت به یکدیگر وِ داد و دوستی به یکدیگر است، اگر محبوب یکی بود محبها هم یکی خواهند بود، اگر جامعه به یک محبوب دل بست خودشان هم محبّ یکدیگر خواهند بود، جامعهای که محبّ یکدیگر باشند، هم محبّ الله خواهند بود هم میتوانند در دنیا و آخرت از حسنات الهی برخوردار باشند.کار ذات اقدس الهی اصلاح سیّئات است نه طرد افراد سیّء مگر اینکه آنها به هیچ وجه اصلاحپذیر نباشند، دستور دین این است که در حوزه جامعه بدی و دشمنی را دفع کنید نه بد را، شما دوستان یکدیگرید، مسلمانید، مؤمنید، پیرو قرآن و عترتید، شما با هم اختلاف ندارید، لذا لازم است هرگونه تشطّتی، تعدّد آرایی و کثرتی پیدا شد آن کثرت، تشطّت و اختلاف را دفع کنید. اگر با کسی اختلاف دارید او را از پا در نیاورید اختلاف را در پا در بیاورید و شخص بد را در جامعه اصلاح کنید.چنین جامعهای به برکت قرآن و عترت جامعه نورانی خواهد بود هم از «خوفاً من النار» و هم از «شوقاً الی الجنّه» میرهد و هم به «حبّاً لله» و «شکراً لله» خواهد رسید.
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی بیان کردند: حضرت علی(ع) محب و محبوب خداست. اگر کسی آن «لَأُعْطِینَ الرَّایهَ» را صغرای قیاس قرار بدهد و حدیث «قرب نوافل» را کبرای قیاس قرار بدهد و بگوید علی بن ابی طالب (علیه السلام) «محب الله» است و «محبوب الله» است به گفته معصوم یعنی پیامبر و هر کس محبوب خدا بود مجاری ادراکی و تحریکی او را خدا در مقام فعل کاملاً به عهده می گیرد، پس علی بن ابی طالب مجاری ادراکی و تحریکی اوست.وجود مبارک حضرت امیر مولای کل «ناس» است؛ منتها مردم دو قسمند: یک عده می پذیرد و یک عده نه، چه اینکه خودش هم فرمود: «هَلَکَ فِی رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ». این را فریقین نقل کردند که علی بن ابی طالب (علیه آلاف التحیه و الثناء) «محب الله» است و «محبوب الله» است به حدیث «لَأُعْطِینَ الرَّایهَ غَداً رَجُلًا یحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یحِبُّهُ اللَّه»، این را پیغمبر فرمود یعنی کسی که ﴿وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی﴾، طریقین هم نقل کردند، پس علی (علیه آلاف التحیه و الثناء) محب و محبوب خداست و هر کس محب و محبوب خدا بود مجاری ادراکی و تحریکی او را ذات اقدس الهی تأمین می کند، این می شود معصوم کامل!وجود مبارک رسول درباره حضرت امیر (علیهما آلاف التحیه و الثناء) فرمود که «عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی یدُورُ مَعَهُ حَیثُمَا دَار» این ضمیرها به کی بر می گردد؟ « یدُورُ عَلَی مَدَارُ اَلْحَقِّ حَیثُمَا دَار»؟ این [مطلب] درباره عمار هم آمده یا « یدُورُ اَلْحَقُّ مُدَارَ عَلِی حَیثُمَا دَار» که از این خطبه استفاده می شود! مرحوم امینی (رضوان الله تعالی علیه) این را شاهد اقامه کردند به اینکه ضمیر به حق بر می گردد؛ یعنی « یدُورُ اَلْحَقُّ مَدَارَ عَلِی (عَلَیهِ اَلصَّلاَهُ وَ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ) حَیثُمَا دَار» به دلیل اینکه ذات مقدس رسول عرض کرد «اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَ مَعَ عَلِی حَیثُمَا دَارَ»؛ خدایا حق را علی مدار قرار بده، نه علی را حق مدار! تا اینجا گفتار ایشان، اما چرا؟! چطور می شود که حق علی مدار است نه علی حق مدار؟ چطور می شود که حق را باید با علی تشخیص داد نه علی را با حق؟ آن یک بیان دیگری دارد، اگر کسی آن «لَأُعْطِینَ الرَّایهَ» را صغرای قیاس قرار بدهد و حدیث «قرب نوافل» را کبرای قیاس قرار بدهد و بگوید علی بن ابی طالب (علیه السلام) «محب الله» است و «محبوب الله» است به گفته معصوم یعنی پیامبر و هر کس محبوب خدا بود مجاری ادراکی و تحریکی او را خدا در مقام فعل کاملاً به عهده می گیرد، پس علی بن ابی طالب مجاری ادراکی و تحریکی اوست، یعنی فهم او و کار او، یعنی اندیشه علوی و انگیزه علوی هر دو را خدا به عهده گرفته است و هر کس علم و عمل او را خدا در مقام فعل به عهده بگیرد معصوم مطلق است، پس علی بن ابیطالب معصوم مطلق است، وقتی اینچنین شد این می شود خلیفه ذات اقدس الهی، اگر خلیفه شد کار «مستخلف عنه» را انجام می دهد. در ویدئو زیر کلامی از حضرت آیت الله جوادی آملی در وصف حضرت علی(ع) بیان شده است.